سيد محمد كمره اى
354
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
[ امور روزانه ] دوشنبه بيستم شوال . - صبح بعد از چايى آقا ميرزا على شيرازى با نوشتههاى خود كه از كوكب الدوله داشت آمد . نوشتههاى او را ديدم و قرار شد روز چهارشنبه سردار حشمت را ديده مذاكره اينكه نوشتجات به او منتقل شود و پول آقا ميرزا حيدر على را برساند و بدهد بدهم . آقا مير سيد احمد خان ماليه هم براى اظهار لطف و محبت آمده ، قدرى نشسته تشريف بردند . قطعنامه دمكراتها عليه كابينه صمصام آقا ميرزا حيدر على هم بعد از ساعتى رفته ، مشغول گردش در باغچه بودم كه در زده شد ؛ آقاى معاون السلطنه تشريف آورده ، از جنايت اعمال رفقايش نقل نمود كه بعد از تشييع جنازه اردبيلى به مسجد ، با صدرائى و تدين به منزل ملك الشعراء رفتيم كه ترتيب ختم را بدهيم . در آنجا دكتر حسن خان و دو نفر ديگر وارد ، دكتر نفهميده گفت قطعنامه كه ما بايد بنويسيم نوشتهايد بخوانيد . بعد ديدم كه سايرين مطلب را به سكوت و خفا گذرانده . ملك الشعراء با تدين بيرون رفته به نجوا ، تدين آمده ، دكتر رفت به نجوا . بعد من قوطى سيگارم را برداشته به قصد رفتن . صدرائى تعليمى مرا به كمك رفتن به من داد و مثل جواب بود . بعد بيرون آمده توى حياط هم ملك الشعراء گفت تشريف مىبريد ؟ من هم گفتم بله . بعد بيرون آمده برادرش پشت سر مرا گرفت كه ببيند من به خانه صمصام مىروم كه خبر بياننامه بر عليه كابينه صمصام را بدهم ، تا آنكه مجمع آمده و بعد از دو ساعتى تا دم شمس العماره هم پشتسر من آمد . و گفت اشخاصى كه با آنها براى كابينه وثوق الدوله كار مىكنند محمد ولى خان ، آقا شيخ حسين گيوه فروش ، ميرزا ابراهيم قمى ، ميرزا على اكبر آگاه و مدير الاياله و جمعى ديگر هم هستند . اما ميرزا على اكبر آگاه و ساعتساز و شيخ حسين و مدير الاياله براى عين الدوله كار مىكنند و ضديت با ملك الشعراء در خصوص وثوق الدوله مىنمايند و يك روز در منزل مستشار الممالك باهم دعوا كردند كه مستشار عذر آنها را خواست . بعد معاون السلطنه نقل كرد كه تدين خيال رياست اوقاف را دارد . و كسانى كه با من هستند كاشانى ، دكتر احمد خان ، آقا سيد هاشم ، آقا شيخ جلال ، مؤيد الاسلام ، آقا شيخ ابراهيم زنجانى و جليل الملك . بعد از ساعتى تشريف برده